دلم گرفته از این قلبها که از چوب است

از این زمانه که خوبی همیشه مصلوب است



" چه روزگار غریبی چه روزگار بدی "

به حکم عقل دچاریم و عشق مغلوب است



چگونه شاد بمانم در این غروبی که . . .

نگاهها همه مانند ابر مرطوب است



ستاره های صمیمی! در این فضای سیاه

چقدر نور شما ، نور مطلوب است !



دلم گرفته از این دوزخی که تکراری است

فقط کنار تو ای خوب ، زندگی خوب است