دختر شیرازی

اهنگ دختر شیرازی

دختر شیرازی جونم دختر شیرازی
موهاتو به من بنما تا شوم راضی
موهامو میخوای چه کنی بی حیا پسر
کمند تو بازار ندیدی اینم مثل اونه
ولیکن نرخش گرونه ولیکن نرخش گرونه
شیرازی جون جونم
دختر شیرازی
مرده لبهاتم تو سرو نازی

دختر شیرازی جونم دختر شیرازی
ابروتو به من بنما تا بشم راضی
ابرومو میخوای چه کنی بی حیا پسر
کمون تو بازار ندیدی اینم مثل اونه
ولیکن نرخش گرونه ولیکن نرخش گرونه

دختر شیرازی جونم دختر شیرازی
چشماتو به من بنما تا بشم راضی
چشمامو میخوای چه کنی بی حیا پسر
بادوم تو بازار ندیدی اینم مثل اونه
ولیکن نرخش گرونه ولیکن نرخش گرونه

دختر شیرازی جونم دختر شیرازی
لباتو به من بنما تا بشم راضی
لبامو میخوای چه کنی بی حیا پسر
قیطون تو بازار ندیدی اینم مثل اونه
ولیکن نرخش گرونه ولیکن نرخش گرونه
شیرازی جون جونم دختر شیرازی
مرده لبهاتم تو سرو نازی


خیلی سخته...

خیلی سخته

چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوستش نداری

خلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اون کسی که جونت و براش گذاشتی

خیلی سخته

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

می سوزونه گاهی قلب و طعم تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش  دروغه

چقد از گریه اون شب چشم تو

سرش شلوغه

خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشمات میمیره

کاش مجازات بدی داشت توی قانون

بی وفایی

من اگه نباشم....

من اگه نباشم

من اگه نباشم

و باز هم من اگه نباشم

کسی نمیگه کجاست چی شد

به کجا رفت

کسی نمیگه اگه اون بود

همه میگن خوب نیست که نیست

با این وجود بازهم

به خودم میگم چقدر سخته

چقدر سخته که پشتت و بکنی بهش گریه کنی تا دونه های اشکت رو نبینه

چقدر سخته که ذول بزنی تو چشماش و بگی دوستش داری

سلام گلم....

بذار یواش شروع کنم، سلام گلم، همنفسم

آرزوهام راضی شدن دیگه بهت نمی رسم

...

گفتم چیا گفتی بهم، گفتی که آینده داری

دنیا همش عاشقی نیست، گریه داری، خنده داری

...

گفتم که گفتی من باشم به لحظه هات نمی رسی

به قول دل شاید دلت گرو باشه پیش کسی

...

خلاصه گفتم که چشات قصد رسیدن نداره

رویاها کاله و دستات خیال چیدن نداره

...

گفتم که گفتی زندگیت غصه داره ،سفر داره

هم واسه من هم واسه تو با هم بودن خطر داره

...

گفتم فقط می خوای واست یه حس محترم باشم

عاشقیمو قایم کنم تو طالع تو کم باشم

...

گفتم که گفتی ما دو تا به درد هم نمی خوریم

ولی یه جا مثل همیم، هر دو مون از قصه پُریم

...

گفتم تو گفتی می تونیم یادی کنیم از همدیگه

اما کسی به اون یکی لیلی و مجنون نمیگه

...

گفتم تو گفتی سهممون از زندگی جدا جداس

حرف تو رو چشم منه، اما اینام دست خداس

...

هرچی که تو گفته بودی گفتم به دل بی کم و بیش

حال خودم؟ نه راه پس مونده برام نه راه پیش

...

دلم که حرفاتو شنید اول که باورش نشد

ولی نه بهتره بگم نفهمیدش، سرش نشد

...

یه جوری مات و غمزده فقط به دورا خیره شد

رنگ از رخش نه نپرید، شکست و مُرد و تیره شد

...

بلور رویاهام ولی چکید مث ِخواب تگرگ

آرزوهام از هم پاشید، رسید ته کوچه ی مرگ

...

راستش ازم چیزی نموند بجز همین جسم ظریف

خوب می دونی چی می کشه غریب تو خونه ی حریف

...

نگی چرا نوشته هام لطیف و عاشقونه نیست

رویا و آرزوم که هیچ حتی دل دیوونه نیست

...

حرفاتو گفتم به خودت ببینی راستی تو زدی

اصلاً توی ذات تو هست، یه همچی چیزی بلدی؟

...

اگر تو بیداری بودی بشین می یادش خبرم

اگر که گفتی ننویس من می خوام از خواب بپرم

...

دوسِت دارم چه توی خواب چه توی مرگ و بیداری

فدای یک تار موهات که تو منو دوست نداری

یه جمعه ی پر از غم تو ظهر سرد آذری

یادش بخیر اون قدیما......

یادش بخیر اون قدیما اون قدیما او ندیما

اون موقع که بچه بودیم همش توی کوچه بودیم

توی جمع بچه ها زبون زده همه بودیم

دلم می خواد که باز تورو تو اون لباسا ببینم

بهت بگم که عاشق تو رو تو اوج ابرا ببینم

دلم می خواد بهت بگم ماه شبای من تویی

تو این روزای بی کسی تنها پناه من تویی

دلم می خواد بهت بگم خیلی دوست دارم

دلم می خواد بهت بگم هنوز یه عاشقم

دلم می خواد بهت بگم که جون من فدای تو

حالا دیگه اسیر شدم میون این زندون تنگ

حالا دیگه روم نمیشه تو چشم تو نگاه کنم

حالا دیگه روم نمیشه بهن بگم دوست دارم

حالا دیگه روم نمیشه از اون دورا نگان کنم

انگاری تو دوست داری گریه هامو ببینی

تو چشام نگاه کنی عشق رو دست باد بدی

تو که خوب میدونی دل من تو رو می خواد

اخه من چه جوری ثابت بکنم که عاشقم

دلارام

 
دلارام
 
دلارام دلم ، آرام من كو؟
 
درين باران غم ، پس بام من كو ؟
 
دلارام دلم كو ؟ آن نگاه كو ؟
 
برين كشتي شكسته ، ناخدا كو ؟
 
پس آن روياي ديروزي كجا رفت ؟
 
اسير باد پاييزي چرا رفت ؟
 
دلارام دلم ، دلتنگم از دل
 
كه اي دل ، پاي رفتن مانده در گل
 
براي زخم جان ، كو جان پناهي ؟
 
دلم مي سوزد و در سينه آهي
 
دلارام دلم ، آرام من كو ؟
 
درين باران غم ، پس بام من كو ؟

کی بشه از دنیا برم.......

خداي من ، به كي بگم ؟ كي بشه از دنيا برم ؟
 
هميشه گريونه چشام . هميشه حيرونه نگام
 
بگو چرا قصر وفا ، هميشه ويرونه برام ؟
 
مي گن جووني تو هنوز ، چي مي گي از شادي بگو
 
نمي دونم كه بخت من ، از راحتي نبرده بو
 
روزا به فكر رفتنم ، شبا دچار موندنم
 
انگاري جا خوش كرده غم ، توي طنين خوندنم
 
واسه من بي سرپناه ،هيچ سقفي پيدا نمي شه
 
تو اين زمونه غريب ، هيچ دلي دريا نمي شه
 
شبا تا صبح دعا و اشك ، روزا تا شب غم و جنون
 
بهار ديگه تموم شده ، اومده باز فصل خزون
 
نمي دونم حرف دلو چه جوري فرياد بزنم
 
دل مي گه بيرونش كنم ، افسوس و آه و از تنم
 
كاشكي كه اين ترانه ها ، هيچ جايي پيدا نمي شد
 
كاشكي  كه بين عاشقا ، هيچ كسي تنها نمي شد
 
دوباره بيت آخرو ، همون غم هميشگيم
 
هزار تا بيتم كه بشه ، درست نميشه زندگيم

يادم هست !

يادم هست !

روز پائيزي ميلاد تو در يادم هست

روز خاكستري سرد سفر يادت نيست

ناله ي ناخوش از شاخه جدا ماندن من

درشب اخر پرواز خطر يادت نيست

يادم هست يادت نيست

در پي فاصله ها نيست به يادت ماندن

اي ز بر باد نشستستو سفر يادت نیست

عطش خشك تو بر ريگ بيابان ماسيد

كوزه اي دادمت اي تشنه مگر يادت نيست

يادم هست يادت نيست

من به خط و خبري از تو قناعت كردم

قاصدك كاش نگوئي كه خبر يادت نيست

يادم هست يادت نيست

 

بدون عنوان با دلم......

وقتي که گريه ام ميگيره دلم ميگه مبارکه


قدر اشکهاتو بدون هنوز چشات بي کلکه


وقتي که گريه ام ميگيره يه آسمون باروني ام


اما به کي بگم خدا من تو خودم زندوني ام


سرمو بالا مي گيرم کسي جوابم نميده


خيلي شب هاست يه رهگذربه گريهام نخنديده


ه روزو روزگاريه منو يه دنيا من يه دنيا بي کسي


 شدم يه مشت خاطره يه کوره ي دلواپسي


مي خوام تلافي نکنم حرمت دل رو ميشکنم


دارن به جرم ساده گيم چوب حراجم مي زنن


تو اين ولايت غريب دل مرده ها عزيز ترن

 

قحطي عشق عاشقاست قلب هاي سنگي مي خرن

دل من چی داره.......

هر دلی دیدم یاری داره

دل من چی داره

سیاهی شبهارو داره

 دل من چی داره

وقتی  سنگ قلب آدما بی نشون نیست

واسه دل پر غصه من دلی مهربون نیست

عشق واقعی تو قصه هاست تو خیالو خوابه

دوست دارم گفتنشون همشون سرابه

عشقم عزیزم جونم نور چشمای گریونم

بی تو نفسم تابه بی تو گم و بی نشونم

بی تو نمی خوام بمونم

من میدونم عشقم و فردام بودی

 کنج دلم دینم و دنیام بودی

کاشکی میشد اشکام و پنهون بکنم

از این دلم غصرو بیرون بکنم

با این دل بی قرار

سخته برام انتظار

به یاد خاظراتمون

 بیاو  تنهام تذار

بیا کنارم این دم که آخر خط رسیدم

به خاطر عشق تو از این دنیا بریدم

It Was Me And You

من بودم و تو روزای اروم

عشق خیالی توی دلامون

هر روز تو رویا با تو نشستم جز تو به هیچکس من دل نبستم

مهر تو رو من به دل نشوندم

لعنت بن این دل چه ساده بودم

عاشق نبودی تنهام گذاشتي    

حتی یه ذره دوسم نداشتی

پروانه بودم زدی پروندیم

شمع قشنگم بد جور سوزوندی

حالا عزیزم رفتی و تنهام

خبر نداری از سیل غمهام

تو حسرت تو آروم ندارو به یاد چشمات من بی قرارام

باور ندارم شدم فراموش آخ خیلی وقته یخ کرده اغوشت

عاشق نبودی تنهام گذاشتی

پروانه بودم زدی پروندیم

حالا غروبا هر وقت روزا رفتی نگفتی بی تو میسوزم

عاشق نبودی تنهام گذاشتی

بدون تا وقتی که بتونم باهات میمونم

هنوز هم در فکر توام.......


هزاران بار در حريق چشمانت سوختم
 
اي ماندني ترين نگاه
 
هزاران بار در طوفان نيستي ات گم شدم
 
اي ماندني ترين هستي
 
هزاران باردر ساز شعرت رنگ شدم
 
اي فريبنده ترين شعر
 
هزاران بار از جام باده ات مست شدم
 
اي لبريز ترين مستي
 
حال به من بگو
 
در
 
زيبا ترين نگاه
 
ماندني ترين هستي
 
فريبنده ترين شعر
 
و لبريز ترين مستي
 
چگونه فقط
 
كوچه هاي ذهنم را
 
با خيال تو خوش كنم
.
.
چگونه؟

 

یکی هست......

بیا و مهربونی کن

نذار اسیمه پر پر شم

خرابم خالیم سردم

به من فرصت بده می خوام به دوران تو برگردم

دلم لبریز احساس

بیا اغوشت و وا کن بروی دستهای من

بزن سرمست مستم کن بذار این عاشق دیوانه شعر تازه بنویسه

بیا برگردو برگردون به روز اول احساس و

ببارید ابرها بر من كه من مهتاج بارونم

من اینجا تشنه در قحطی نماز عشق میخونم

عاشقم عاشق عاشق......


بیا پرواز کنیم کنار هم

بیا پرواز کنیم تو بال هم

بیا باشیم ماله هم

بیا باشی ماله من

اگه هم خونه میخوای من

اگه دیونه میخوای من

گل عاشق گل عاشق

اگه گلخونه میخوای من

 بیا باشیم ماله هم

بیا باشی ماله من

کاشکی چشمات ماله من بود

تو سرت خیال من بود مثل من که آرزومی آزوت مثال من بود

کاشکی دستامونو زنجیر میبستیم ما به هم

همه جا داد میزدیم که عاشقیم عاشق هم

اگه هم خونه میخوای من

اگه دیوونه میخوای من

بیا باشیم ماله هم

بیا باشی ماله من

نمی خواستم......

نمی خواستم عکساتو پاره کنم

نمی خواستم دل و بیچاره کنم

نمی خواستم تو رو آواره کنم

ولی مجبور شدم این کارو کنم

نمی خواستم تو بیافتی از چشام

نمی خواستم تو بازم بمونی به پام

نمی خواستم ببینم اشک تو رو

عزیزم گریه دیگه بسه برو

نمی خواستم عشقمو ازت بگیرم

نمی خواستم تو بمیری تا بمیرم

نمی خواستم نمی خواستم

میدونستم تو بری تنها میمرم

نمی خوام بیشتر از این شکسته شی

نمی خوام باهام بیای که خسته شی

نمی خوام که بگذرم به سادگی عزیزم برو برس به زندگیت

جمعه.....

خدا خیلی دوستم داره وگرنه الان پیش بابام بودما

صبح جمعه از خواب بیدار شدم مثل همیشه به کارای عادیم رسیدم

قرار شد برم خرید کنم رفتم یه دوش گرفتم و اماده شدم که برم خرید

عجب روزی بودا رفتم بیرون همیشه از خونه که میرفتم بیرون قران میخوندما ولی امروز نخوندم

گرچه چندروزی میشد نمیخوندم خوب رفتم برا خرید ولی تصادف کردم تقصیر خودم بود

خدایی خیلی شانس اوردم همسایه ها که صحنه رو دیده بودند گفتند ما گفتیم حتمآ تموم کردی

اخه موتور که خورد به ماشین من افتادم رو کاپوت ماشین و بعدشم روی زمین با کتف اومدم روی زمین

پام داغون شد ولی نشکست کتفم حسابی درد گرفت رفتم عکس گرفتم از کل بدنم دکتر گفت چیزی

چیزی نشده فقط ورم کرده تا داشتم از بیمارستان می امدم بیرون دکتره تازه داستان و فهمیده بود که

چی شده بعد خودش گفت خدا خیلی دوست داشته

جدآ خدا خیلی دوستم داره ولی من چی خدایا ببخشم میدونم چند روزه بازم ازت دورم ولی با این

همه بازم نوکرتم این بارم تقصیر خودم بود اخه چند روزه کارام غیر عادی شده شایدم کسی رو رنجوندم

اونایی که از من رنجیدید منو ببخشید


به خود گرفتارم......

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییست

 

مرا در اوج می خواهی؟ تماشا کن ، تماشا کن

دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن

 

در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما

 

همه از من گریزانند

تو هم بگذر از این تنها

 

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالی ، قلم خشکیده در دستم

 

گره افتاده در کارم

به خود کرده گرفتارم

 

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم؟

 

رفیقان یک به یک رفتند

مرا با خود رها کردند

 

همه خود درد من بودند ، گمان کردم که هم دردند

 

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند

به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

 

گره افتاده در کارم

به خود کرده گرفتارم

هر جا هستی خوش باشی خودت میدونی

دلتنگم.....

یه اتاق تاریک

یه سکوت بغض آلود

یه آرامش مسموم

یه آهنگ ملایم

یه جمله ی عمیق از وست یه آهنگ

بی تو من در همه ی شهر غریبم

با یه قطره اشک که روی گونه هام لغزید

بهم فهموند که چقدر دلم واسه داشتنت تنگ شده

امشب دستام حسرت دستاتئ داره و چشمام حسرت یه نگاتو

یه بغض غریب داره تیشه به ریشم میزنه

چقدر سخته  آرزوی کسی رو داشتن که آرزوتو نداره

چقدر سخته دلتنگ کسی بودن که دلتنگه دیگریه

خواستم رو یادت خط بکشم

خواستم دیگه دلتنگت نباشم

از جام بلند شدم چراغای اتاق رو روشن کردم

سکوت رو شکستم آهنگ رو قطع کردم و اشکام و پاک کردم

 اما قطره ی اشک بعدی هم رو گونه هام سر خورد

تا بهم بفهمونه هنوزم دلتنگم

منو ببخش اگه هنوزم تورو دوست دارم

به داد دل برس

هیچکس نسوخت دلش برام

اون جور که تو دلسوزمی

تویی که فقط دلواپس هر روز و هر شب منی

به داد دل برس مادر

که داغ اون سوزوندتش

آهنگ یادگاریمو خون گریه کرده خوندتش

گناهی ندارم

روزای من به هوای تو گذشت

عمر من فقط به پای تو گذشت

اما از تو دل نکندم نازنین

تو بیا درد دل من و ببین

رفتی و سالها اومد سالها گذست

همه ی عمر منم تنها گذشت

پا نزاشت هیچ عشقی توی دل من

قایقی رد نشد از ساحل من

گفتی با من تا ته دنیا میایی

گفتی امرو ز میری و فردا میایی

اما هیشکی خبر از تو نداره

هفته ها رفت و گذشت نیومدی

روزای من به هوای تو گذشت